3. فرانسه
وانِت
ژان دو وانت كرملي، مورخ و شاعر فرانسوي (وفات: پس از سال 1368).
ژان فيّون در حدود 1308 در وانت نزديك كمپيان زاده شد. در سال 1339 ناظم صومعهٴ كرملي پاريس بود و بخشي از عمرش را (1339، 1356ـ1360، 1364ـ1365) در پاريس برآمد. به اوورني، پرونس و شامپاني هم سفر كرد.
او تاريخ فرانسه را از سال 1340 تا 1368 به لاتيني نوشت، كه آن را اشتباهاً ذيل تاريخ گيوم نانژي (سيزدهم ـ2، وفات: پس از سال 1300) دانستهاند. من خود نيز اين اشتباه را كردهام (مقدمه 2، 1966). اين اشتباه از آنجا ناشي شده كه در دو نسخهٴ خطي موجود، تاريخ وانت بلافاصله به دنبال ذيل ديگري از تاريخ نانژي آمده است. حتي دليلي دردست نيست كه وانت تاريخ نانژي را خوانده باشد. اين تاريخ تنها از آن نظر ذيل تاريخ اوست كه حوادث سالهاي1340 ـ 1368 را دربردارد، يعني دورهاي را كه بلافاصله پس از دورهٴ مورد بحث در تاريخ نانژي و ذيل آن است.
روح حاكم بر تاريخ وانِت كاملاً با پيشينيانش متفاوت است. او انساني مردمي بود و به آنان كاملاً دلبستگي داشت و گستاخانه لقب ژاك بُنوم1 را برگزيد كه اربابان براي دهقانان به كار ميبردند. به همان اندازه كه فقرا را دوست داشت، از انگليسيان و بيش از آنها از نجباي فرانسه متنفر بود و در كتاب او بيانات زيادي دربارهٴ آنان ديده ميشود. انگليسيان هرقدر هم كه بد بودند، با سركوب راهزنان، از مردم حمايت ميكردند، درحاليكه در اينجا اربابان مردم تنها به آنان خيانت ميكردند. در اين مورد او از سگ گلهاي سخن ميگويد كه پنهاني با گرگ برضد گله همدست شده بود. او براي مردم امتيازات نميخواهد و همهٴ مالياتها، تحميلها، محدوديتها و آزارها را كه در معرض آن قرار دارند بر حق ميداند؛ ولي مردم در عوض اطاعتشان بايد مورد حمايت قرار گيرند، در امنيت باشند و از محصول ناچيز تلاششان، كه برايشان باقي گذاشته شده، برخوردار گردند. اربابانشان آنان را ميآزارند ولي قادر به حمايتشان در برابر بيقانونيهاي خارجي و داخلي نيستند.
چنين بود احساساتي كه موجب پيدايش نهضت ژاكري شد، نهضتي مردمي كه در بهار سال1385 در بوازي درگرفت و با شدت سركوب شد. با اينهمه، وانت (آن گونه كه در تاريخ ادبيات فرانسه آمده) ((ستايشگر ژاكري)) نبود. وي از انقلاب هم به اندازهٴ فجايعي كه موجب پيدايش آن شد ناخشنود بود؛ شخصي بود وابسته به رنجبران كه دستخوش نوميدي شده بود؛ با اينهمه،
1. Bonhomme =
آدم خوب